سلام به همه ي طرفداران سياوش!!!
بي سرزمين تر از باد (بي سرزمين تر از باد)
صورت عکس تو آلبوم خیسه
دوباره خاطرتو بوسیدم
این سوال بی جواب رو از خودم
تا حالا هزار دفعه پرسیدم
با کدوم ترانه باز جون میگیره
نبض اون هنجره ي فیروزه
میدونم بدون تو فردای من
رنگ خاکستریه دیروزه
من تشنه مثل خورشید
بی سرزمینتر از باد
كولي تراز ترانه
بی پرده مثل فریاد
تنهاتر از سکوتم
روشنتر از ستاره
عاشقتر از همیشه
با من بخون دوباره
پلکای پنجره رو وا ميکنم
تو کوچه زمزمه مهتاب
همه پنجره ها خاموشن
انگار این کوچه خلوت خوابه
بی صدا اسمتو فریاد میزنم
هق هقم پنجره رو میبنده
دوباره دستای نا مرئی شب
پلکای پنجرمو میبنده
من تشنه مثل خورشید
بی سرزمینتر از باد
بی سرزمینتر از باد
بی سرزمینتر از باد
بی سرزمینتر از باد
بی سرزمینتر از باد
بی سرزمینتر از باد
بی سرزمینتر از باد
بی پرده مثل فریاد
فریاد...
فریاد...
فریاد...
فریاد...
من تشنه مثل خورشید
بی سرزمینتر از باد
كولي تر از ترانه
بی پرده مثل فریاد
تنهاتر از سکوتم
روشنتر از ستاره
عاشقتر از همیشه
با من بخون دوباره
ترانه سرا : يغما گلرويي
................................
بو سه ي باد خزوني (روز هاي بي خاطره)

بوسه باد خزونی، با هزار نامهربونی،
زیر گوش برگ تنها،
میگه طعمه خزونی...!
برگ سبز و تر و تازه، رنگ سبزشُ می بازه،
غرق بوسه های باد و
وحشت روزای تازه
می کَنه دل از درخت و، میشه آواره کوچه
کوچه ای که یادگارِ
روزای رفته و پوچه...
می شینه گوشة کوچه، چشم به آسمون می دوزه
می کُنه یاد گذشته،
دلش از غصه می سوزه...
یاد باد...!
یادِ گذشته شاد باد!
این دلِ زرد و تهی،
در حسرتِ دیدار باد...!
یادِ روزایی که کوچه، زیر سايه تنم بود،
مهربون درختِ عاشق، مستِ عطر نفسم بود
سهمِ من از بوسه باد،
چی بگم ای داد و بیداد!
همه زردی و تباهی،
مُردن و رفتن از یاد...
ترنه سرا: فروغ دانش
...................................
نقاب (نقاب)

اي بازيگر! گريه نکن! ماهمه مون مثل هميم
صبحا که از خواب پا ميشيم نقاب به صورت مي زنيم
يکي معلم ميشه و يکي ميشه خونه بدوش
يکي ترانه ساز ميشه يکي ميشه غزل فروش
کهنه نقاب زندگي تا شب رو صورتاي ماس
گريه هاي پشت نقاب مثل هميشه بي صداس
هر کسي هستي يه دفه قد بکش از پشت نقاب
از رو نوشته حرف نزن، رها شو از پيله خواب
نقش يک دريچه رُ رو ميله قفس بکش
براي يک بار که شده جاي خودت نفس بکش
کاشکی مي شد تو زندگي ما خودمون باشيم و بس
تنها براي يک نگاه، حتي براي يک نفس
تا کي به جاي خود ما نقابه ما حرف بزنه؟
تا کي سکوتو رج زدن نقش نمايش منه؟
هر کسي هستي يه دفه قد بکش از پشت نقاب
از رو نوشته حرف نزن، رها شو از پيله خواب
نقش يک دريچه رُ رو ميله قفس بکش
براي يک بار که شده جاي خودت نفس بکش
مي خوام همين ترانه رُ رو صحنه فرياد بزنم
نقابمو پاره کنم، جاي خودم داد بزنم
ترنه سرا: يغما گلرويي
...........................................
عروسك شب (عروسك شب)
حرفا ديگه تموم شده برا گفتن تو دلم حرفي ندارم
اشكا ديگه تموم شدن برا گريه تو چشام اشكي ندارم
مثل اون شبنم پاك روي گل ها مي موني
مثل اون عروسك شب توي رويا مي موني
مثل اون شبنم پاك روي گل ها مي موني
مثل اون عروسك شب توي رويا مي موني
حرفا ديگه تموم شده برا گفتن تو دلم حرفي ندارم
اشكا ديگه تموم شدن برا گريه تو چشام اشكي ندارم
مثل اون شبنم پاك روي گل ها مي موني
مثل اون عروسك شب توي رويا مي موني مثل اون شبنم پاك روي گل ها مي موني
مثل اون عروسك شب توي رويا مي موني
با تشكر

نوشته شده در پنجم آبان 1384 ساعت توسط علیرضا
[ ] | مطالب مرتبط ( متن ترانه ها ) | لینک ثابت
آمار و امکانات ...